۲۲ بهمن :: دست نوشته های یک فیزیکی

دست نوشته های یک فیزیکی

رفتم به خاطر دینم

می گفتند نباید بروی.اشتباه می کنی که می روی.

می گفتند نباید به یک کشور دیگر توهین کنید.اگر هم میروید باید بایستید و شادی کنید.نگویید مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل.

می گفتند همین امثال شما هستند که آب در آسیاب این آخوندها می ریزند. وقتی تو می روی داری مهر تایید میزنی بر دزدی های این ها.وقتی تو می روی یعنی تو راضی هستی هر غلطی خواستند بکنند.

می گفتند این ها مغز تو را شستو شو داده اند.تو واقعیت ها را نمی فهمی.

از مدیر و مهندس بگیر تا سرپرست و کارگر همه می گفتند نرو.

اما من رفتم.با تمام توانم رفتم .من با تمام اعتقداتم رفتم.من با تمام باور هایم رفتم.

من به خاطر دینم رفتم.

من رفتم و مرگ بر امریکا هم گفتم.من رفتم تا بگویم مبارزه با استکبار تعطیل پذیر نیست.

رفتم تا بگویم کشورم را دوست دارم .رهبرم را دوست دارم.دینم را دوست دارم.

من رفتم تا بگویم از آنهایی نیستم که به خاطر یک روز تعطیل در خانه ماندن هزار بهانه می آورند و به خاطر تنبلی آسمان و ریسمان می بافند.

من رفتم تا بگویم هر چه می خواهند بگویند من تا آخرش ایستاده ام.

من رفتم و همه آمده بودند.همه‌ی آنهایی که باید می‌آمدند آمده بودند.

من می‌خواهم آنچه درباره ی دنیا می‌دانم دیگران هم بدانند.
Designed By Erfan Powered by Bayan