آرامش ندانستن :: دست نوشته های یک فیزیکی

دست نوشته های یک فیزیکی

آرامش ندانستن

«برخلاف درهم تنیدگی کوانتومی معمول، که شامل دو ذره در جایگاه های متفاوت می باشد، تک ذره در هم تنیده دارای تابع موجی است که در فاصله زیادی پخش شده است، اما به هیچ وجه در بیش از یک مکان وجود ندارد به دیگر سخن، تک ذره درهم تنیده تنها می تواند در زمانی مشخص در یک مکان باشد، اما قابلیت قرارگیری در فاصله ای بسیار وسیع را دارد. هنگام اندازه گیری ذره، تابع موجش بطور آنی در یک مکان ثابت فرو می ریزد.»

امروز به طور اتفاقی وارد سایتی شدم که این مطالب را نوشته بود.

ذره . . . کوانتوم . . . تنیدگی . . . تابع موج . . . اندازه گیری . . .

ناگهان حس عجیبی بهم دست داد.

ذهنم به طور ناخودآگاه شروع به مرور کردن یک چیزهایی کرد.بدون اینکه خودم بخواهم خاطرات، تصاویر، صداها، نوشته ها،مفاهیم و احساساتی را مرور کردم.

نمیدانم دقیقا چه اتفاقی افتاد ولی نگرانی و نا آرامی وجودم را پر کرد.

دریای ذهنم که مدت زیادی برای آرام کردنش زحمت کشیده بودم دوباره داشت متلاطم می شد.

اژدهای نا آرامی هایم که با دردسر های زیادی خفته بود داشت بیدار می شد.

ضربان قلبم دوباره داشت به هم می ریخت.

از جلوی لپتاپ بلند شدم و وسط اتاق دراز کشیدم و چشمانم را بستم.

نفس عمیقی کشیدم و بلند شدم داخل اتاق مقداری قدم زدم.

به چیزهای دیگر فکر کردم.. . . به جارو ۸۶۵۰ . . . . به آون تستر ۱۹۵۰ . . . به جارو های خندان. . . حقوقم که بقیه اش را کی می دهند. . . .

خلاصه فراموش کردم دوباره هر آنچه بود را.


لذت دانستن ارزانی آن هایی که دردسر هایش را به جان می خرند.

من همین کارگر جاهل از همه جا بی خبر بمانم راحت ترم.

برای من همین بس که حداکثر تلاش کنم به یک لیسانس مخابرات(همکارم) بفهمانم وزن با جرم فرق دارد.

علمی ترین و پیچیده ترین حرف هایی که می زنم درباره ی این باشد که عدد روی این دستگاه ۱۹/۵۰ کیلو پاسکال است یعنی ۱۹۵۰۰ و نه ۱۹۵۰.

بگذار دانشمندان به علمشان برسند و ما کارگر ها هم به کارمان.

آرامشی که در ندانستن هست با لذت دانستن قابل مقایسه نیست.

ایمان سلمانی
۱۴ شهریور ۹۴ , ۱۴:۴۹
سلام لطفا به وبلاگ من هم سری بزنید و نظراتتونو با ما در میون بذارید
این هم ادرس وبلاگم:
harfedinemoon.blog.ir
باتشکر
فرشته
۱۷ شهریور ۹۴ , ۱۵:۵۵
آخه مگه تا کی می‌تونی (اژدهای نا آرومی هات) رو با دردسر زیاد بخوابونی؟!
این (آرامش ساختگی) که واسه خودت ساختی و این (لذت ساختگی) به خاطر آرامش ساختگی تا کی میتونه ادامه داشته باشه؟!
ضربان قلبتو که نمی‌تونی تا ابد مخفیش کنی؛ وقتی انقدر تشنه‌ی دونستنی؟!
تو داری خودتو می‌کشی ...
تو از (هادی) یه (کارگر ساختگی) ساختی که توی ندونستن و بی‌خبری داره دنبال آرامش می‌گرده...
لابد میگی زندگی و روزگار انقدر سخت گرفته که از (هادی) یه کارگر ساخته ...
اما قبول ندارم...
تو داری (هادی) رو می‌کشی...
(هادی) که با فهمیدن و دونستن خو گرفته بود و دنبال آرامش واقعی بود ...
اینا و این پستا مال (هادی) نیست...
هادی کجاست پس؟!
این دنیا و روزگار سخت و همه چیزای سخت به (هادی) نیاز دارن...
به کسی که دردسرهای دونستن رو به جونش بخره ...

عباس زاده
۳۱ شهریور ۹۴ , ۱۰:۲۱
سلام علیکم مومن

دعوتید به :
جنگ نرم یعنی همین
http://azf06.blog.ir/post/491

عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
محبوب
۰۳ مهر ۹۴ , ۰۲:۰۲
حیف شما است .همه کسانی که با هاشون کار کردی میدونن که نباید کارگر ساده اون کارخونه باشی. اگه واحد من راه میافتاد شاید امیدی بود که بشه کاری کرد و طرحی داد اما ....

پاسخ :

نه حیف من نیستم.من چیز زیادی بلد نیستم فقط بلدم دانسته هام رو آشکار کنم.طوری که دیگران فکر می کنن من چیزی حالیمه.
کسانی رو میشناسم خیلی خیلی بهتر از من که به کارای این چنینی مشغولن.اونا حیفن.حیف شما بود اگه می موندین تو این کارخونه.
البته اگه واحد شما راه می افتاد که خیلی خوب می شد. هم برای من هم برای شرکت . اما . . .


محبوب
۰۴ مهر ۹۴ , ۲۱:۴۴
خیلی درد م اومد و رفتم . چون کارگر ها و نذاشتن واحد راه اندازی بشه .از دست مدیر یا مدیرانی که اجازه راه اندازی واحد ما رو ندادن گله ندارم چون سر موقعیت شون ترسیدن .
دلخوری م از جهل کارگر ی که ندونست به نفعش که ما بمونیم .

پاسخ :

دلخور نباشید.خودتون که می گید جهله.
تازه شما یه بخشی از جهالت این جماعت رو دیدید.

reza mashayekhi
۱۷ مهر ۹۴ , ۱۲:۴۷
من وقتی این مطالب و می خونم از زندگی نا امید می شم.

آخه اینم شد روزگار

12 سال درس می خونی آخرش هم یا بیکاری یا تو جوب

به قول یه نفر(تو داری هادی رو می کشی)

منم رفتم خودم رو بکشم

پاسخ :

۱۲ سال نه آقا رضا. ۱۶ سال.
۵ سال دبستان . سه سال راهنمایی . چهار سال دبیرستان . چهار سال دانشگاه .
h بار
۰۲ آذر ۹۴ , ۱۲:۴۳
هادی که وقتی پای تخته نوشتم یک کیلو پنبه سنگین تره یا یک کیلو آهن، نخندید و رفت فکر کرد و حلش کرد رو نکش! منم دلم برا اون هادی تنگ شده.
هادی
هادی
هادی
هادی
هادی

پاسخ :

من همون هادی هستم.
فقط نظرم درباره ی میزان اهمیت موضوعات عوض شده.
دیگه بعضی چیزا برام اخمیت نداره. فکر کنم اینطوری واقع نگرانه تره.
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
من می‌خواهم آنچه درباره ی دنیا می‌دانم دیگران هم بدانند.
Designed By Erfan Powered by Bayan