ترس :: دست نوشته های یک فیزیکی

دست نوشته های یک فیزیکی

ترس

گفتن بیا برا گواهی عدم سو پیشینه و عدم اعتیاد.

وقتی به اینجا میرسه یعنی بیش از 90 درصد قطعی شده.

من خوشحالم که دارم یه شغل خوب پیدا میکنم.

ولی میترسم از غریبی.

من و زنم یه زن و مرد جوان ، تازه عروس و دماد، که تجربه ی زیادی از زندگی مستقل ندارن ،‌توی یه شهر شلوغ و پر هیاهو.

من به زندگی دور از خانواده م تا حدودی عادت دارم از دوران دانشجویی. ولی خانومم حتی یه هفته هم دور از خانواده ش نمیتونه تحمل کنه.

آخه یه دختری که اینهمه به مامان و خانواده ش وابسته س چطور میتونه چندین سال دور از اونا زندگی.

بدون هیچ دوست و آشنا و فامیل.

از غریبی میترسم.

از غربت میترسم.

فقط امیدم به خداست که باعث میشه ادامه بدم.

امیدم به یاری خدا.

و باورم به اینکه تنهام نمیذاره و به شکلی مشکلات رو حل میکنه که ما حسابشم نمیکنیم.

ناشناس
۰۳ بهمن ۹۶ , ۱۳:۵۹
omg its Beautiful
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
من می‌خواهم آنچه درباره ی دنیا می‌دانم دیگران هم بدانند.
Designed By Erfan Powered by Bayan