بایگانی تیر ۱۳۹۶ :: دست نوشته های یک فیزیکی

دست نوشته های یک فیزیکی

جدا

تنهایش گذاشتم تا قدر بودنم را بداند
رهایش کردم تا دیگر اینقدر راحت حرف از جدایی نزند
نفرینش کردم تا بفهمد حرفهایش برایم سنگین است.
هر کاری کردم تا بفهمد چقدر دوستش دارم.

خستگی
 پول 
 آرامش
 شادی

 جمله هایی را تولید میکنند که گاهی یک مرد را از کمر میشکند.

اما زن ها این را نمیفهند.
آدم اگر آدم باشد وقتی عاشق شد پای همه چیزش می ایستد.
من سعی میکنم آدم باشم.

حسرت

دارد تمام میشود این ماه رحمت الهی

و برای من فقط حسرت باقی مانده

حسرت از دست دادن فرصت هایی که چه با ارزش بود و چه گذشت

چقدر قرآن ها که نخواندم

چه شب ها که نماز شب نخواندم

چه روز ها که خودم را مشغول ذکر نکردم

و چه نمازهایی که به جماعت نخواندم

دارم آتش میگیرم از فرط حسرت

من می‌خواهم آنچه درباره ی دنیا می‌دانم دیگران هم بدانند.
Designed By Erfan Powered by Bayan