بایگانی ارديبهشت ۱۳۹۶ :: دست نوشته های یک فیزیکی

دست نوشته های یک فیزیکی

خاموشی

به همه می گویم آقای روحانی حالا که انتخاب شده رییس جمهور همه ماست

به جای حرفهای تخریب کننده ی قبلی بیایید به دنبال وحدت باشیم

بیایید زمینه را برای پیشرفت فراهم کنیم

این حرفها و بحث ها مال قبل از رای گیری بوده الان اوضاع فرق کرده

و از این جور حرف ها

اما ته دلم احساس بدی دارم


احساس میکنم شبکه های ماهواره ای انگلیسی در عمق افکار و احساسات مردمم نفوذ کرده اند اما به ناچار خاموش میمانم( و تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل)


ارباب و نوکر

وقتی امروز بر سر اضافه کاری های افراطی و بی حد و حساب و اذیت شدن و وقت نداشتن برای زندگی ، با مدیرمان صحبت میکردم ختم کلام گفت:
(آقای بنازاده بر آقای نباتی ولایت دارد ایشان بر ما ولایت دارند و ما هم بر شما ولایت داریم یعنی هر بلایی که بخواهیم میتوانیم بر سرتان بیاوریم)
و من لبخندم قطع شد و در چشمهای آقای کاجی نگاه کردم و سکوت کردم
این پست فطرتان خود را والیان امور ما میدانند
خود را اربابان ما میدانند و ما را رعیت خویش
امروز از خودم بدم آمد که تن به این خفت داده ام و مثل یک برده به اینان سر سپرده ام
خدایا به تو پناه آوردم

رئیس جمهور از دیدگاه همکارم

اولش می‌گوید:
رئیس جمهور باید اقتصاد دان باشد.کسی که دکترای اقتصاد ندارد نباید رئیس جمهور شود!
بعد میگوید:
رئیس جمهور باید بفهمد اینها نمیفهمند.بلد نیستند مملکت داری کنند.مملکت شاه می خواهد! یک نفر که حالیش باشد چطور کشور را به پیشرفت سوق دهد.مملکت یک نفر را میخواهد مثل رضاشاه که بفهمد. که مملکت داری بلد باشد!
من میگویم:
کسانی که رضاشاه ملعون را انسان فهمیده و اقتصاددان مینامند و حسرت شاه بودن آن دیکتاتور جبار را میخورند همان بهتر که همیشه در بدبختی و فلاکت اقتصادی غرق باشند.ما هم که خودمان را با اینها جمع میبندیم و میگوییم ما ایرانی ها در فلاکتشان هم شریک میشویم
تازه ادعا میکند که لیسانسه است و می‌فهمد وای به حال آنان که نمیفهمند!!!

خواب

می شینن تا ساعت ۱۲ شب....

وقتی می بینن من دارم چرت میزنم میگن هادی چرا نمیری بخوابی خب برو بخواب!!

آخه من کجا برم بخوابم؟!خونه همسایه ها؟!

همه شون میدونن من صبح 6 و نیم می رم کار تا هفت و نیم سر کارم...

و همه میدونن من توی سروصدا و جایی که نور باشه نمیتونم بخوابم

ولی بازم میشینن و به من میگن برو بخواب ....

خیلی خوابم میاد

کلام

بعضی وقتا حرف نزدن نابود کننده س

مثل یه زهر میمونه که هر دوطرفا نابود میکنه

بعضی وقتا باید گفت

فداکاری

لذت بخش ترین لحظات زندگی مشترک وقتی است که با تمام وجودت احساس میکنی که  دوستت دارد.

وقتی که دوستت دارم هایش را در کارهایش میبین

در کارهای پیدا و پنهانش

از کارهایی که میکند برای تو ولی به رویت نمی آورد

وقتی دوستت دارم هایش را در فدا کاری هایش می بینی

وقتی به خاطر تو از خیلی از لذت های کوچک و بزرگش میگذرد

انگار میخواهی جانت را فدایش کنی . . .

سیاست

خوشحالم که از سیاست و مباحث سیاسی و این جور چیزا کشیدم کنار
لذت بخش بود ولی قشنگ نبود
الان اینطوری راحت ترم
خیلی چیزا  را ترک کردم و از وقتی ترک کردم راحت تر شدم

مثل فیزیک !....
من می‌خواهم آنچه درباره ی دنیا می‌دانم دیگران هم بدانند.
Designed By Erfan Powered by Bayan