ترس

گفتن بیا برا گواهی عدم سو پیشینه و عدم اعتیاد.

وقتی به اینجا میرسه یعنی بیش از 90 درصد قطعی شده.

من خوشحالم که دارم یه شغل خوب پیدا میکنم.

ولی میترسم از غریبی.

من و زنم یه زن و مرد جوان ، تازه عروس و دماد، که تجربه ی زیادی از زندگی مستقل ندارن ،‌توی یه شهر شلوغ و پر هیاهو.

من به زندگی دور از خانواده م تا حدودی عادت دارم از دوران دانشجویی. ولی خانومم حتی یه هفته هم دور از خانواده ش نمیتونه تحمل کنه.

آخه یه دختری که اینهمه به مامان و خانواده ش وابسته س چطور میتونه چندین سال دور از اونا زندگی.

بدون هیچ دوست و آشنا و فامیل.

از غریبی میترسم.

از غربت میترسم.

فقط امیدم به خداست که باعث میشه ادامه بدم.

امیدم به یاری خدا.

و باورم به اینکه تنهام نمیذاره و به شکلی مشکلات رو حل میکنه که ما حسابشم نمیکنیم.

من می‌خواهم آنچه درباره ی دنیا می‌دانم دیگران هم بدانند.
کلمات کلیدی
آخرین نظرات
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
آرشیو مطالب
موضوعات
پیوندها
پیوندهای روزانه
Designed By Erfan Powered by Bayan