فداکاری

لذت بخش ترین لحظات زندگی مشترک وقتی است که با تمام وجودت احساس میکنی که  دوستت دارد.

وقتی که دوستت دارم هایش را در کارهایش میبین

در کارهای پیدا و پنهانش

از کارهایی که میکند برای تو ولی به رویت نمی آورد

وقتی دوستت دارم هایش را در فدا کاری هایش می بینی

وقتی به خاطر تو از خیلی از لذت های کوچک و بزرگش میگذرد

انگار میخواهی جانت را فدایش کنی . . .

سیاست

خوشحالم که از سیاست و مباحث سیاسی و این جور چیزا کشیدم کنار
لذت بخش بود ولی قشنگ نبود
الان اینطوری راحت ترم
خیلی چیزا  را ترک کردم و از وقتی ترک کردم راحت تر شدم

مثل فیزیک !....

ناپسند

ما آدما گاهی وقتا  دوست نداریم یکی یه کاری را بکنه ولی خودمون دقیقا همون کار  را انجام میدیم....

گاهی وقتا با یه نفر به خاطر کار اشتباهش قهر میکنیم و دعوا میکنیم ولی خودمون همون کار اشتباه را تکرار میکنیم....

امام علی می فرماید: تو را  در تربیت خود همان بس که از  آنچه بر دیگران نمی پسندی بپرهیزی.

وقت

گاهی وقتا واقعا زمان کم میارم.
نه اینکه برنامه ریزی نکرده باشم یا تنبلی کرده باشم.ذاتا کارها فراتر از زمان موجود میشه.
قبلا برای امتحانا وقت کم میاوردم.ولی به خاطر این بود که قبلش درست وقت نگذاشته بودم. اما این فرق داره.
یک روز تعطیل به نظرم باید ۴۰ ساعت بشه :-)

علی علیه السلام

تصمیم گرفتم شروع دوباره ی وبلاگ نویسیم و بازگشت مجددم به دنیای بلاگ با ولادت حضرت علی علیه السلام همزمان بشه.

میلاد با سعادت  مولای متقیان  امیر مومنان حضرت علی علیه السلام بر تمام مسلمین جهان مبارک باد

علی ولی الله

مخاطب خاص

واااااای خیلی وقته هیچی ننوشتم اینجا.

آخه دیگه دستم به  نوشتن نمیره.

هرچی دارم به زنم میگم.دیگه حرفی تو دلم نمیمونه که بخوام اینجا بنویسم.

هر حرفی دارم به یه مخاطب خاص می زنم.

تمام وقتم شده مال همسرم.

دیگه تلویزیون نمی بینم حتی اخبار هم نمی بینم

فیلم و سریال و اینا که اصلا.

خیلی وقته مطالب و مقاله های علمی هم نخوندم

گروهای تلگرامم بالای ۲۰۰ پیام خونده نشده دارن

به سر و وضع و تیپ و لباسم خیلی بیشتر از قبل میرسم

چیزای بی اهمیت قبل برام مهم شده و چیزای مهم بعضی هاش بی اهمیت

خیلی عوض شدم

اساسا تغییر کردم

فعلا عقد موقتیم ظاهرا برای آشنایی بیشتر. ۸۰ روزه. تا تولد امام رضا(علیه السلام) وقتش تموم میشه.

انشالله برا تولد حضرت معصومه یا تولد امام رضا(علیه السلام) رسما عقد می کنیم.

فعلا دنبال فراهم کردن مقدمات هستیم.

سرویس طلا خریدم ولی خرید لباس و اینا مونده هنوز.

چند تا تالار دیدیم ولی احتمالا جشن عقد رو تو خونه میگیریم.

اوووووه حالا تا مطلب بعدی

خدا نگهدار.

ازدواج

تا حالا دو بار رفتم خواستگاریش.

از همکارامه.

اولش فکر نمیکردم اینقدر دختر خوبی باشه.

شک داشتم که چرا عاشق شدم.

ولی الان میبینم خیلی خیلی بیشتر از اون که من فکر میکردم خوبه.خیلی خوبه.خیلی.

الان دیگه شک ندارم حتی یه ذره.

جواب بله رو گرفتم از خودش و خانوادش.

فردا قراره بیان خونمون.

یه کتاب براش خریدم می خوام بهش عیدی بدم.

امشب شب خیلی قشنگیه.

شب تولد آقاست.

کاش فردا روز عقدمون بود.

کاش زودتر رفته بودم جلو که فردا روز عقدمون بشه.

امشب کم از شب قدر نداره.

دعا میکنم هر چی پیش میاد خیر باشه.هر چی خیره پیش بیاد .

دعا میکنم خوش بخت بشه کنار من. و من هم خوشبخت بشم کنارش.

درباره ی این موضوع بیشتر حرف میزنم باهاتون از این به بعد.

عیدتون گلبارون.

کعبه

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
                                            «پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
                                                  خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

مراعات نظیر

کعبه از نام علی باز پلی زد به بهشت

                                                  چه مراعات نظیریست:

                                                                                   «علی»  «کعبه»   «بهشت»

نماز

یادم می آید از کودکی نماز می خواندم و به آن بسیار اهمیت می دادم.

حتی یادم است اولین بار که پدرم رسماً نماز خواندن را به من یاد داد (که حدودا پنج سال داشتم) تازه متوجه شدم که تا آن زمان نماز هایم را اشتباه می خوانده ام(مثلا در هر رکعت یک بار سجده می‌کردم و قنوت را در رکعت سوم و چهارم می گرفتم.)

سعی می کنم با افرادی که اطمینان دارم نماز نمی خوانند خیلی گرم نگیرم و صمیمی نشوم.تا حد امکان آنها را از لیست برنامه هایم حذف می کنم و سعی می کنم کمترین برخورد و رابطه را با آن ها داشته باشم. به گفته ی دیگران در باره ی اینکه  کسی نماز نمی خواند اکتفا نمی کنم و تا زمانی که از خود او نشنوم باور نمی کنم.

نمی توانم با کسی که نماز نمی خواند صمیمی بشوم.

نماز برای من یک مقوله ی بسیار پر اهمیت است. یک خط قرمز بسیار پر رنگ.

امیدوارم این خط قرمز مرز تقابل عقل و احساسم نشود. چون غیر ممکن است از آن عدول کنم.

من می‌خواهم آنچه درباره ی دنیا می‌دانم دیگران هم بدانند.
کلمات کلیدی
آخرین نظرات
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
آرشیو مطالب
موضوعات
پیوندها
پیوندهای روزانه
Designed By Erfan Powered by Bayan